
این کتاب با رویکرد بر چند خاطره از خاطرات شهید والامقام عزیز قاسمیان در قالب داستان توسط سرکار خانم فریده شادابی برای گروه سنی ج منتشر گردیده است دریافت
حجم: 812 کیلوبایت
تاریخ ولادت 29 اسفند 1337 تاریخ شهادت 30 آبان 1364محل شهادت شاخ شمیران فرازی از وصیت نامه شهید امروز اسلام می رود تا ریشه کفر و الحاد را از ریشه بر کند تا ستمگری و زورگویی ها و تجاوز و تعدی کسانی را که منافع خودشان را بر مردم محروم و مستضعف و در بند مسلط گردیده اند را در هم کوبد. باید هر فرد مسلمان که ادعای دین و مذهب می کند به پا خیزد و دست این خفاشان خون خوار را از مملکت کوتاه کند امروز باید به فتوای پیامبر گونه امام لبیک گفته و همچون صف آهنین در جلوی متجاوزان ایستاد
طفره رفتن از جواب یک بار از ایشان پرسیدم شما در جبهه چه مسولیتی دارید؟گفت یک ساعت نگهبانی در جبهه برابر هفتاد سال عبادت است . دوباره تکرار کردم ایشان گفتند :نوجوانان و افراد سالخورده در آنجا خدمت می کنند خوشا به حال آنها اودر مدتی چند سال در جبهه ها حضوز داشت هیچ وقت از خودش در آنجا برای ما چیزی نگفت به نقل از خانواده شهید
شهیدرضاکرم زمانی در ۱ بهمن سال ۱۳۶۶در ماووت عراق بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید.
به گزارش سلام دلفان، شهید رضاکرم زمانی در شهرستان دلفان به دنیا آمد از طایفه ی نورعلی بود و به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت وی در اول بهمن ۶۶ در ماووت عراق بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسیداز این شهید سه فرزند به یادگار ماند.
خاطره ای به نقل از سردار نصرت الله سیف معاون اموزش بسیج کشور:
در اواخر جنگ بودیم و نیاز به نیروهای رسمی سپاه و ارتش که آموزش های حرفه ای را طی کرده بوند خیلی احساس می شد معمولاً سعی براین بود که از بین برادران سپاه و ارتش نیروها را برای اعزام به جبهه گزینش کنیم.
شهید زمانی از همان شهدایی بود که در همین ایام داوطلب اعزام به جبهه شد اگر چه با ممانعت مسئولین مربوطه در ستاد اعزام شهرستان مواجه شد اما اصرارهای فراوان این شهید باعث شد که در نهایت به جبهه اعزام شود، البته بنده قبل ازاعزام ایشان درباره ی مسائل جبهه و اینکه به صلاح نیست فعلاً اعزام شوند مدتی با شهید صحبت کردم که نتیجه نداد.
درنهایت روز قبل ازاعزام با استفاده ازماشینی که دراختیار بنده بود شهیدزمانی در بازار اصلی شهر نورآباد که ان زمان خیلی گسترده نبود گشتی زد و خدا را شاهد می گیرم که این شهید بزرگوار از تمامی مغازه داران حلالیت طلبید.
هنگامی که پیکر پاک شهید را جهت تشییع به سپاه شهرستان دلفان انتقال دادند بنده درسپاه حاضر بودم خدا را شاهد میگیرم مادر این شهید سرافراز بدون اینکه ذره ای ناراحت شوند درکمال شجاعت به مسئول معراج شهدا فرمود که مقداری از آستین پسرش را بالا بزند و پس از این ماجرا مادر شهید از روی نشانی که در بدن فرزندش بود فرمودند بله این شهید پسر بنده است.
منبع :سلام دلفان